مقدمه ویدیوی هنر زندگی کردن :

در این جلسه قصد داریم در مورد قوانین طبیعی یا natural law با شما عزیزان صحبت کنیم. در دنیایی که ما زندگی می کنیم، از قوانین طبیعی پیروی می کنیم که بر همه ی احوالات ما حاکم است. به طور مثال فرض بفرمایید در علم شیمی  می دانیم که اگر دو اتم هیدروژن و یک اتم اکسیژن با هم ترکیب شوند، آب به وجود می آید و این موضوع اجتناب ناپذیر است. قوانینی که در روان شناسی، در اخلاق و اصول اخلاقی حاکم است، به همین صورت ازاصول و قوانین طبیعی پیروی می کنند. مثلا دروغ گویی در همه دنیا کار ناپسندی است و در مقابل وفاداری و امانت داری در همه جای دنیا یکسان و با ارزش است.

اصول اساسی :

در سال های گذشته وقتی در زمینه اصول موفقیت، تکنیک ها را مطالعه می کردم، همان طور که استفن کاوی در کتاب خود عنوان کرده بود، خیلی از اشخاص بیشتر روی ظاهر کار کرده اند و این اصول اخلاق فراموش شده است و جای خود را به تکنیک ها داده است. قوانین طبیعت باعث رشد انسان می شود و ما را در طی زمان رشد می دهد و جزو قوانین غیر قابل تغییر هستند. پروفسور استفن کاوی مطرح کی کنند :  فرض کنید شما نقشه ای از یک شهر در دست دارید. وقتی نقشه شهر تغییر می کند مطمئنا نقشه ای که در دست شما است هم باید تغییر کند و با نقشه قبلی نمی توان اقدام به مسیر یابی نمود و گمراه خواهید شد. اما اگر قطب نما در دست داشته باشید و بتوانید شمال و جنوب را پیدا کنید، می توانید مسیریابی کنید چراکه اصول قطب نما هیچ گاه تغییر نمی کند.

اهمیت تمرین :

قوانین طبیعی در اخلاق و در زندگی هیچ گاه تغییر نخواهد کرد و برای اینکه این مسائل برای شما به خوبی قابل درک باشد، باید این موارد را تمرین کنید. شما می توانید در ویدیو هنر زندگی کردن به این اصول دست یابید چرا که هنر آمیزه ای از علم و تمرین است. اگر شما نزد یک استاد چیره دست آموزش ببینید اما تمرین نداشته باشید، هیچ گاه به مهارت های استاد خود دست نخواهید یافت. بنابراین باید اصول طبیعی را مدام تکرار نمایید. این اصول به نحوی می باشند که اگر کسی در زندگی، در مقابل این اصول قرار گیرد، خودش از بین خواهد رفت. شاید در کوتاه مدت بتواند تاثیری روی این اصول بگذارد و در مقابل این اصول قرار گیرد، اما در طی زمان بازنده خواهد بود و آن اشخاصی که به این اصول پایبند هستند برنده خواهند بود.

اصول طبیعت :

این اصول همانند اصل وقار، شخصیت، ایمان و انسانیت؛ اصولی هستند که هر انسانی که اصول انسان بود خود را حفظ کرده باشد، پذیرفته است. قصد داریم برای شما داستانی را که در کتاب استفن کاوی نقل شده است را برای شما عزیزان نقل کنیم : که در ساعت 4 صیح ملوان پیش آمد و ناخدا را از خواب بیدار کرد و گفت: کشتی از روبرو نزدیک می شود و هر آنچه به کشتی پیام می دهیم که مسیرشان را تغییر دهند، این کار را انجام نمی دهند. نا خدا روی عرشه حاضر شد و پیام ارسال کرد که مسیرتان را به 35 درجه شرقی تغییر دهید و پاسخ آمد که خودتان مسیر را تغییر دهید. ناخدا متحیر و ناراحت از پاسخ دریافتی دستور داد که پیامی مبنی بر اینکه من ناخدا مک فیلیپ هستم و از شما می خواهم که تغییر مسیر بدهید و در پاسخ آمد که من هم یک ملوان ساده هستم و شما باید مسیرتان را تغییر دهید. این بار ناخدا بسیار عصبانی شد و پیام فرستاد که ما کشتی جنگی هستیم و در صورت امتناع از تغییر مسیر، شما را مورد اصابت گلوله قرار خواهیم داد. پاسخ آمد که شما باید مسیرتان را تغییر بدهید چراکه ما فانوس دریایی هستیم و در غیر این صورت شما با کوه برخورد خواهید کرد. بنابراین از این داستان نتیجه اخلاقی می گیریم که اگر ما این اصول طبیعت را نپذیرید و اجرا نکنید، در نهایت متضرر خواهید شد و این شما هستید که بازنده خواهید بود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *