مقدمه ای بر قسمت 29 هنر زندگی کردن

خلاصه قسمت 29 ویدئو هنر زندگی کردن را در این نوشتار مشاهده می کنید. با دیدن این قسمت از هنر زندگی در انتها متوجه خواهید شد، قالب های ذهنی افراد با هم متفاوت است. این تفاوت سبب، اختلاف در نظرات و نوع تصمیمات افراد می شود. در ابتدای این فصل از ویدئو هنر زندگی کردن استاد امیر محمد ملک پور با طرح مساله ای از شما می خواهد که خود را در فضایی تصور کنید و بر اساس شرایطی که مطرح می کند، تصمیم گیری نمایید. در این قسمت از ویدئو هنر زندگی کردن شما متوجه خواهید شد که اولویت های شما بر اساس قالب های ذهنی تان ساخته شده است. برخی حتی از تصمیم گیری خودداری می کنند و سعی می کنند خود در این موقعیت ها قرار ندهند، و این به دلیل ترس این افراد است. این مثال ساده سبب می شود که متوجه شوید که کانون توجه تان کجاست؟

مقدمه هنر زندگی کردن و تصمیم گیری درست

آیا می توانید به این سوال پاسخ دهید و این مساله را حل کنید. تصور کنید می خواهید با خانواده خود به شهر بازی بروید. خانواده شما مدتی است که شما را ندیده اند. به دلیل اینکه شما در شرکتی مشغول به کار بوده اید و به دلیل حجم کاری زیاد، رئیستان از شما خواسته 20 روز با تلاش بیشتری کار کنید. از 7 صبح تا 12 شب سر کار بوده اید. بعد از مدتی به شما اجازه می دهد که به تعطیلات بروید. به خانواده قول داده اید که امروز زودتر به خانه می آیید و آنها را به شهر بازی می برید. شهر بازی که بسیار شاد است و حتی سرگرمی هایی برای پدران و مادران هم دارد. همه خانواده منتظر این تفریح هستند. در مسیر برگشت به منزل در حالی که همسر و فرزند شما منتظر و آماده رفتن به شهر بازی هستند، رئیستان از شرکت با شما تماس می گیرد. او به شما می گوید کاری که این مدت درگیرش بوده اید به مشکل برخورده و باید برگردید. در این موقعیت که شما نمی دانید به خانه و نزد همسر و فرزندتان، که منتظر شما هستند برسید یا به شرکت برگردید؟

مقدمه هنر زندگی کردن و تصمیم گیری درست و تاثیر قالب های ذهنی

در این شرایط چگونه باید تصمیمی باید بگیرید. راه حل درست چیست؟ وقتی این سوال در سمینارها از مردم پرسیده می شود. جواب های مختلفی میدهند. به دلیل اینکه قالب های ذهنی افراد با هم متفاوت است. گروهی عقیده دارند که کار در اولویت است و پاسخ می دهند “من که نمی توانم به رئیسم پاسخ منفی دهم” و این همسرشان است که باید درک کند. بنابراین تصمیم او بازگشت به شرکت است. آقایی می گفت ما مشکلات مالی زیادی داریم و همسرم هم می داند و باید مرا درک کند. بنابراین به رئیسم می گویم که دو برابر مزد می گیرم و برمی گردم. گروهی دیگر می گفتند ما اصلا تلفن را جواب نمی دهیم. از ترس به خاطر اینکه در این موقعیت قرار نگیرند؛ چرا که نمی دانند در این وضیعت چه کار باید بکند. گروهی دیگر هم معتقدند خانواده مهم تر است و به حرف مدیر گوش نمی کنند. این پاسخ ها نشان می دهد که کانون توجه فرد کجاست و قالب ذهنی اش چگونه است. اگر در این درس ها را یاد گرفته باشید، که نود درصد تفکرات شما تحت تاثیر قالب های قبلی ذهنی تان است، در واقع شما را نجات داده ایم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگو شرکت کنید؟
نظری بدهید!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *